خرید بک لینک

شات از انیمه GTO

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:17

به چنان بیحسی و کرختیای مبتلا شدم که هنوزم تعطیلات بین ترم رو تموم نکردم. شبها تا ۳ بیدارم، ولی صبح ساعت ۸ چشم باز میکنم، گرچه تا ۱۱ از تخت بیرون نمیام. تماسها رو ریجکت میکنم و بعد دنبال بهانه مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:17

شنیده بودم که در خیابانهای هلند محفظههایی برای گل وجود دارد تا وقتی ناگهانی عاشق شدید، بتوانید به عشقتان گل بدهید. اما چیزی که من در تمام این مدت دیدهام تنها چند محفظهی درب و داغون، بدون هیچادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:17

ببینید من دیر به دیر میام درست، ولی انصاف نیست که بیام ببینم از دفعهی قبل تا حالا چند نفرتونو گم کردم. بیاین پیدا بشین لطفاً.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:17

وقتهایی که قهر میکند میرود توی یک اتاق دیگر، در را میبندد و ساعتها تنها مینشیند. مهم نیست دلیل ناراحتیاش تو هستی یا کس دیگری، عمراً کلمهای حرف بزند. بچهتر از همیشه میشود و لج میکند. گریه میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:17

من عاشق این لحظاتیام که با خواهرمم با اینکه بداخلاق، پرتوقع، یه کم مغرور و خیلی حسوده.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

دیدهبوسی با یه آدم عینکی دیگه به اندازهی کافی سخت هست، دیگه لطفاً انقدر کرم پودر نزنین که عینکم نابود شد. :((

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

من دوست ندارم یه چیزی رو الکی بگذرونم؛ چون دوست ندارم برگردم به اون دو سال. دو سال تمام که نه از خونه بیرون میرفتم، نه کاری میکردم و نه میلی به زندگی داشتم. حالا هربار که وقتمو الکی و بیخود میگذرونم، هربار که نمیتونم برای یه بازهی زمانیم برچسب بزنم که مثلاً فلان کار رو اون موقع کردم یا فلان خاطره رو از اون زمان دارم، به اون دو سال برمیگردم. این مدت زیاد به اون دوران نزدیک شدم، دلم میخواد دست بجنبونم و یه کاری کنم ولی به وضوح دارم تنبلی میکنم.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

از اسفند تا امروز پنجبار تاریخ این لعنتیو عقب انداختم چون حوصله نداشتم برم بدون عینک به یه جایی که نمیتونم ببینمش نگاه کنم تا عکسمو بگیرن و چندبرابر بدترشو چاپ کنن روی کارت (با بدنهی تولید داخل البته)! الان دارم با خودم کلنجار میرم که باز نرم تاریخ رو بندازم عقبتر.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

کنار مجتمع آموزشی، یه پارک بزرگ هست. معمولاً خلوته یا با پیرمردها و بچههایی که بازی میکنن، شلوغ میشه. امروز با خواهرم روی یکی از نیمکتها نشسته بودیم که یه پسر حدوداً هشت ساله اومد روی نیمکت روبهروییمون نشست. جثهی متوسطی داشت و یه تیشرت و شورت و کفش تابستونی پوشیده بود. به خواهرم گفتم: «کلاس زبان میره، از تیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

چند روز پیش اتفاقی عکسهای این انیمه رو دیدم. ظاهر و حال و هوایی که داشت، منو یاد "Your Name" انداخت و کنجکاو شدم بدونم اینم یکی دیگه از آثار ماکوتو شینکایu200dه یا نه. نبود، ولی یکی از استودیوهای ساختش مشترک با "نام تو" و بعضی دیگه از انیمههای شینکای بود. "Flavors of Youth" خوب بود، نه خیلی، ولی در نوع خودش به سبک برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

این روزا زیاد با مهشاد حرف میزنم و خب حرف زدن باهاش یه ویژگی خوب داره؛ اینکه نیاز نیست حتماً موضوعی برای حرف زدن داشته باشیم. چند روز دیگه، شایدم همین حالاها، دوستیمون ده ساله میشه و توی این مدت، من فقط یکبار از نزدیک دیدمش. با اینحال یه جورایی بهترین دوستمه. اولین برخوردمون بهواسطهی طاها بود و بینهایت از همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

ماجرا از این قراره که با شمارهی ناشناس مثلاً به عنوان مسئول ادارهی بهداشت زنگ میزنن خونه و بعد از پرسیدن چندتا سؤال معمولی، [اگه دختر باشید] دربارهی حمام کردنتون میپرسن و بعد سؤالات شخصیتر و حرفهای زننده و ناجور. میشه گفت با گونهی جدیدی از سu200dکu200dستل مواجه هستیم.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

ولی جداً جنگ جهانی سوم رو مامانم سر اصلاح صورت من شروع میکنه.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:51

کلاس ۸ صبح را پیچاندم، اما خواب نمیآید مرا!

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 19:32

صفحه بندی