خرید بک لینک

وقتهایی که قهر میکند میرود توی یک اتاق دیگر، در را میبندد و ساعتها تنها مینشیند. مهم نیست دلیل ناراحتیاش تو هستی یا کس دیگری، عمراً کلمهای حرف بزند. بچهتر از همیشه میشود و لج میکند. گریه میکند. مظلومنمایی میکند. میخواهد نازش را بکشی. توجه میخواهد. اشکهایش را پاک میکنم. در گوشش زمزمه میکنم که دوستش دارم و به وجودش، به حضورش در زندگیام نیاز دارم. به روی خودش نمیآورد. پیشانیاش را میبوسم و چند دقیقه بدون هیچ حرفی در آغوشش میگیرم. او هم چیزی نمیگوید. موهای کوتاهش را با انگشتانم شانه میکنم و سرش کمکم روی شانهام میافتد. آرام میگیرد و انگار قهرش هم تمام میشود. همین.

برچسب: نویسنده: یونا بهرامی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:17

صفحه بندی